یادت باشد روزهایی را که نوشتن نجاتمان داد✞
خاکستری هم یک رنگ است. و گاهی آرامترین زیباییها در همین سایهها پیدا میشوند. 🌫️✨ ✶ ᴍᴀʏ ʜᴀᴘᴘɪɴᴇꜱꜱ ꜰɪɴᴅ ᴜꜱ ✶ آخرین باری که اینجا نوشتم، هنوز کیف مدرسهام بوی مداد رنگی میداد. عطر پاککنهای توتفرنگی و دفترچههایی که بیهدف پر از قلب کشیدن بود. سال آخر دبیرستان بودم و انگار همه چیز در زندگی رنگی بود. حتی روح آن دختر پُر از شور و شوق که یک روز، بدون هیچ دلیلی غیر از بودن، این وبلاگ را باز کرد. اما حالا... سال آخر دانشگاهم. و همه چیز خاکستری شده. کدر. ساکن. مثل روزی که آسمان نفس نمیکشد. آن دختر رنگی دیگر نیست یا شاید هم هست، ...






